باز هم گرما و کتالان ...
با شروع فصل گرما ، ییلاق رفتن ما هم دوباره شروع شد . شنبه روز اضافه کارم بود . بابایی با امیرمحمد و آقاجون و عزیز اومدن اداره دنبالم و به سمت کتالان حرکت کردیم . هوا به شدت گرم بود . ولی بعد از گذشتن از شیرگاه و زیرآب و پل سفید هوا رو به خنکی گذاشت . آقاجون برای امیرمحمد یک فرفره خریده بود که همونجا تو ماشین پسرک دخلشو درآورد . نمیدونم چه چوریه که هنوزم دوست داره خرابکاری کنه ... گردنه گدوک مه بسیار زیادی داشت . به جاده کتالان که رسیدیم باد بسیار شدیدی میوزید . گرد و غبار زیادی هم تو جاده بود در حدی که امیرمحمد گفت : وای داره طوفان میاد . به خونه ییلاقی آقاجون رسیدیم . ...



