سیگار کشیدن ممنوع
امروز جمعه ۲۷ اسفند ۸۹ به همراه بابایی رفتیم کلبه کودک تا برای پسر اسباب بازی(اسب تک شاخ ) بخریم. بابایی و پسر مشغول نگاه کردن به ویترین بودند و هرکدام یه چیزی میگفتند . امیرمحمد خیلی جدی با انگشتش به یک اسباب بازی اشاره میکنه و از بابایی میپرسه : بابایی به نظر شما اون چیه ؟ و من و باباش موندیم حیرون .... مامانی فدای شیرین زبونیهاش بشه ... همانطوریکه به ویترین نگاه میکردیم احساس کردم حواس امیر محمد یه جای دیگه ست . دیدم داره به یه آقایی که در حال سیگار کشیدن نگاه میکنه . وقتی اون آقا بهش نگاه کرد&nbs...
نویسنده :
مامان امیرمحمد
11:14


