اردو آمادگی - باغ وحش ساری
اولین اردوی بیرون از شهر امیرمحمد رفتن به باغ وحش ساری بود . پنجشنبه 17 اردیبهشت ساعت حرکت 8 صبح از جهان کودک . حضور مادر یا یک همراه خانم الزامی بود . از اداره مرخصی گرفتم . اردو تا ساعت یک بود یعنی نهار به خونه برمیگشتیم . با وجود این برای امیرمحمد ساندویچ همبرگر درست کردم و کلی خوراکی دیگه چرا که میدونستم ازم غذا میخواد . 
صبح با بابایی به جهان کودک رفتیم . دو تا اتوبوس آماده بود تا بچه ها و بقیه سوار شن . قبل از حرکت یه دوری تو فضای جهان کودک زدیم . عکس زیر ورودی کلاس امیرمحمد که روی عکس طاوس روی دیوار عکس همه بچه های کلاس و روی پرهای طاووس قرار دادند .

این هم کلاس آمادگی امیرمحمد جون

بعد هم دوستهای امیرمحمد یکی یکی اومدند . اول محراب ...

بعد هم بارمان دوست جون جونی امیرمحمد ...

بعد هم عرشیا پیداشون کرد ...

بعد هم سوار اتوبوس شدیم و به سمت ساری حرکت کردیم . مسئولین جهان کودک با کیک و شیرینی ازمون پذیرایی کردند . 

بچه ها تا میتونستند تو اتوبوس شیطونی کردند .
تو عکس زیر علیرضا هم بهشون اضافه شد ...

تو عکس کاملا پیداست که چقدر داره بهشون خوش میگذره ...

اول به اداره پست رفتیم تا بچه ها با اداره پست و آقای پستچی آشنا بشن .

بچه ها به سالن همایش اداره پست رفتند و چند تا فیلم آموزشی از اداره پست دیدند و بعد هم آقای پستچی براشون صحبت کرد . در هر حال کل اداره پست اون روز با سرو صدای بچه ها بهم ریخته بود ...

دوباره سوار اتوبوس شدیم و به سمت باغ وحش حرکت کردیم . به محض رسیدن بدو بدو بچه ها شروع شد . بچه ها جلو مامانها هم پشت سرشون ...

از جلوی هر قفس فوری بدو بدو به سمت قفس بعدی برای دیدن حیوون بعدی میرفتند. 

امیرمحمد و محراب و بارمان و علیرضا هم همه جا با هم بودند ... 


اینجا هم جلوی قفس راسوها که بوی بدی میداد و پسرها دماغشون و گرفته بودند ...

موقع برگشت هم خانم باقریان مدیریت جهان کودک همه را به بستنی نعمت دعوت کرد .
در هر حال روز خیلی خوبی بود و به بچه ها خیلی خوش گذشت .

شنیدن صـــــــدای قلب کسی که دوستــــــش داری ،
زیبــــــــــاترین موسیقی دنیـــــاست


اردو آمادگی - باغ وحش ساری
