کودکانه های امیرمحمد و مامانی
جدیدترین بازی امیرمحمد اینه که آقای فروشنده میشه و توی اتاقش اسباب بازی فروشی راه میندازه . من هم میرم اونجا تا برای پسرم اسباب بازی بخرم .
بهش گفتم : امیرمحمد اول یه ژست بگیر یه عکس ازت بگیرم بعد بازی کنیم .

حالا بازیمون و شروع میکنیم ...
سلام آقای فروشنده خسته نباشی .
سلام بفرمایید اسباب بازی میخواهین ؟
بله آقای فروشنده . برای پسر چهار ساله ام چیزی دارین ؟
ما اینجا همه چی داریم . دایناسور ، ماشین ، موتور ، لگو ، عروسک ، آدم آهنی حالا شما چی میخوایین ؟
به نظر شما چی برای پسرم بخرم خوبه ؟
من چه میدونم خانم پسر شما چی دوست داره ؟ خودتون انتخاب کنید ...
(وای چه بی اعصاب
)
آقای فروشنده تخفیف هم میدین ؟ بله ....
یه آدم آهنی انتخاب میکنم . طرز کارشو با حوصله برام توضیح میده .
آقای فروشنده قیمتش چنده ؟؟؟ 1500 تومن
چقدر خوب
باشه همینو میخوام میشه برام کادو کنید ؟
خانم کاغذ کادو ندارم براتون میذارم تو پلاستیک ![]()

ممکن یه اسباب بازی دیگه هم به من نشون بدین ؟
این یک سرسره بازی برای گوسفندهاست . وقتی روشن میشه گوسفند از پله میره بالا و بعد سر میخوره .. فقط یک گوسفند داره ؟
آره قبلا بیشتر بود ولی یه بچه ای بقیه گوسفنداشو شکوندو گم کرد ... ![]()
( تصادفا که فکر نمیکنید بچه مورد نظر خود امیرمحمد بوده ؟
)

ممنون اینم میخوام . این قیمتش چنده ؟ 500 تومن . تخفیخ هم میخواهین ؟؟؟
وقتی گفت تخفیخ زدم زیر خنده
و گفتم خیلی ممنون قیمت اسباب بازیهاتون خیلی خوبه همیشه میام از شما خرید میکنم . بعدش هم به زور یک دایناسور بهم داد و پولش هم نگرفت .
آقای فروشنده اجازه میدین یک عکس از شما بگیرم به پسرم نشون بدم .
با ناراحتی گفت :مامانی مگه آدم با آقای فروشنده عکس میگیره ؟؟؟
بهش گفتم حالا شما اجازه بده یه عکس ازت بگیرم ...

بازیمون با خداحافظی تموم میشه ... ![]()
این هم عکس چند تا اسباب بازی که در چند هفته اخیر توسط دستان توانای امیرمحمد خان نابود شدند . دلیلش هم اینه که امیرمحمد به گفته خودش اونا رو دوست نداشت ...
البته بعد از اینکه پای آدم آهنیشو دو شقه کرد
به ظاهر ناراحت شد و ازم خواست که براش یکی دیگه بخرم که البته با پاسخ اکیدا منفی من مواجه شد ...



کودکانه های امیرمحمد و مامانی
