امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

عشق مامان و بابا

تعطیلات خرداد و سفر به استان سمنان

             چند روز مونده به تعطیلات خرداد بابایی پیشنهاد داد برای تعطیلات به مشهد برویم ولی متأسفانه قسمت نشد . صبح چهارشنبه ۱۵ خرداد به سمت بابل حرکت کردیم تا به دریای چالوس بریم . نرسیده به بابل نظرمون عوض شد و تصمیم گرفتیم به استان گلستان بریم . به سمت قائمشهر برگشتیم و راهی ساری شدیم . قبل از رسیدن به ساری دوباره نظرمون عوض شد و به سمت جاده کیاسر تغییر مسیر دادیم . ( واقعا بی برنامه بودیم  ) قبل از رسیدن به کیاسر به دیدن سد شهید رجایی (سلیمان تنگه) رفتیم .               سد سلیمان تنگه در ۴۵ ک...
18 خرداد 1392

تولد بابایی و روز پدر ...

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود امسال سوم خرداد تولد باباعلی مصادف شدبا میلادحضرت علی و روز پدر     چه سعادتی واقعا !!!!    امیرمحمد که طبق معمول تو مهد کودک برای روز پدر  با بقیه دوستهاش جشن و مهمونی داشت . پنجشنبه ظهر وقتی از اداره اومدم فوری نقاشی که به مناسبت روز پدر برای بابایی کشیده بودو به من نشون داد.  گفتم وای چه خوشگل!! چی کشیدی پسر قشنگم  ؟  ...
4 خرداد 1392

یک جمعه خوب با آمیتیس جون ...

 غروب پنجشنبه دستم بند بود. امیرمحمد صدام کرد و گفت مامانی خاله جون فهیمه تلفن زد گفت از تهران اومدن خونه عزیز هستن . برای من هم یه چیزهایی خریده . گفت ما هم بریم خونه عزیز... مامانی میریم پیش خاله جون ؟   گفتم پسرم حالا بذار کارم تموم شه تا ببینم چی میشه ... اون شب علیرغم اصرار زیاد امیرمحمد نرفتیم چون بعدازظهر نخوابیده بود و میدونستم که شب خیلی زود خسته میشه .  جمعه از صبح زود برای دیدن آمیتیس و خاله جون فهیمه  به خونه عزیز رفتیم . با امیرمحمد از سوپر سر کوچه کلی خوراکی خریدیم . وقتی وارد سوپر شدیم  دنبال امیرمحمد راه افتادم به من گفت مامانی شما دنبالم نیا بذار خودم ببینم چه چیزهایی میخوام . بهش ...
28 ارديبهشت 1392

باز هم کودکانه های امیرمحمد

   از مهم ترین علائق امیرمحمد خان کتاب خواندن و دیدن برنامه کودک چه تلویزیون چه CDچه DVD و عاشق حموم رفتن و آب بازیه  .  برنامه کودکهای  مورد علاقه اش باب اسفنجی و تام و جری و پلنگ صورتی و عصر یخبندان و ...  البته خودش میگه اسب یخبندان هر چی هم که براش توضیح میدیم اون عصر نه اسب باز هم اصرار داره که بگه اسب یخبندان .   عکس زیر موقع برگشت از خونه مادرجون . امیرمحمد چند تا از کتابهای ایلیا رو با خودش آورده تا بخونه . تو ماشین مشغول دیدن عکسهای مجله نوآموز شده .                 &...
20 ارديبهشت 1392

فراوانی نام امیرمحمد در سال تولدش 1387

     اطلاعات جدول زیر را از سایت ثبت احوال کشور گرفتم و خیلی برام جالب بود .   اسم امیرمحمد با 23254 فراوانی در ردیف سوم نامگذاری پسران در سال 87 بود . فراوانی 50 نام اول پسران ـ در سال 1387 ردیف نام فراوانی ردیف نام فراوانی 1 ابوالفضل 33508 27 علی رضا 4825 2 امیرحسین 29780 28 علی اصغر 4771 3 امیرمحمد 23254 29 ایلیا 4761 4 علی 23103 30 بنیامین 4477 5 مهدی 21814 31 امیرعباس 4245 6 محمد 20856 32 ماهان 4238 7 امیرعلی 19430 33 دانیال 4181 8 حسین 1...
7 ارديبهشت 1392

باز هم حرفهای آنچنانی ...

  پسر نازم :  چه دعايي کنمت بهتر ازين...؟ که خدا پنجره ي باز اتاقت باشد عشق محتاج نگاهت باشد عقل لبريز زبانت باشد و دلت وصل خدايت باشد....   ********************************************************   امیرمحمد کوچولوی من مریض شد. سرماخودگی توأم با گلودرد و سرفه های زیاد. چهارشنبه مرخصی گرفتم تا وقتی امیرمحمد از مهد میاد خودم در و براش بازکنم . هوا بارونی و خیلی خیلی سرد بود . چند لحظه قبل از رسیدن سرویس دم در رفتم تا موقع اومدن من و ببینه ولی هر چی منتظر شدم نرسیدن نگران شدم با راننده سرویس آقای بزرگی تماس گرفتم گفت تو خیابون تصادف شده و تو ترافیک موندند . بالاخره بعد از نیم ساعت تأخیر سرویس رسید درحالیکه...
6 ارديبهشت 1392

دلتنگی برای بابایی

  زيباترين گل زندگيم،لحظه لحظه ي بودنم با تو خاطره است. اي كاش مي توانستم تمام اين لحظات زيبا را ثبت كنم.  عاشقانه دوستت دارم پسر گلم.   امیرمحمد به شدت مامانیه ... با اینکه باباییشو خیلی دوست داره ولی بیشتر به من می چسبه امیرمحمد خان چسب .     چند وقت پیش به من گفت مامانی میدونی جای من کجاست ؟ گفتم نه کجاست ؟  گفت جای من تو قلب شماست ...   وای غش کردم     گفتم خوب جای من کجاست ؟ گفت تو قلب من ...    وای باز هم غش کردم       ادامه دادم امیرمحمد بابایی جاش کجاست ؟   جواب داد بابایی جاش تو قلب خودش ...   &nbs...
30 فروردين 1392