امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

عشق مامان و بابا

موی فشن امیرمحمد خان

 فردا ۱۳ تیر تولد آقا ایلیاست . از روزی که به تولد دعوت شدیم استرس رابطه امیرمحمد و ایلیا رو دارم و اینکه چه جوری باهم کنار میان .  طبق آخرین اطلاعات رسیده ، مامان ایلیا (عمه جون خدیجه ) هنوز نتونسته ایلیا رو راضی کنه تا شمع و فشفشه به امیرمحمد بده ایلیا گفته: آخه امیرمحمد کوچیک ممکن دستشو  بسوزه ... حالا میریم تولد ببینیم چی میشه . انشاءالله همه چی به خوبی بگذره . از چند روز پیش قرار بود بابایی امیرمحمد و به آرایشگاه ببره تا موهاشو کمی کوتاه کنه .  تولد ایلیا هم بهانه ای شد برای همین مسئله . بعدازظهر با بابایی و امیرمحمد به سمت آرایشگاه ماه داماد رفتیم . البته چون به امیرمحمد قول داده بودم براش حباب س...
12 تير 1391

خونه جدید عزیز و آقاجون

    بابایی از بعد از ظهر پنجشنبه تا روز بعد با دوستهاش رفت بیرون . من و امیرمحمد هم رفتیم خونه عزیز. عزیز و آقاجون خونه ای که ۳۰ سال توش زندگی کرده بودند و فروختند و یه خونه قشنگ دیگه خریدند . جمعه هفته قبل هم به خونه جدید اسباب کشی کردند . امیرمحمد هم کلی تو اسباب کشی کمک کرد . البته  هنوز کاملا تو خونه جدید جابجا نشدند . غروب پنجشنبه بعد از دادن  غذای امیرمحمد به سمت خونه جدید آقاجون رفتیم ... ساعت حدود ۷ و نیم بود . امیرمحمد تو ماشین خوابش برد . وقتی رسیدیم اونجا تو خواب عمیق بود .                      &n...
10 تير 1391

موتور سواری

  با امیرمحمد تو خونه مشغول دیدن تلویزیون بودم که ناگهان از توی حیاط صدای توپ بازی بچه ها اومد . امیر محمد فوری رفت توی آشپزخونه ، بالای لباسشویی و از اونجا رفت بالای کابینت ، کنار پنجره ایستاد و به تماشا مشغول شد . گفتم چه خبر مامانی ؟ گفت هیچی امیرمحمد ( پسر همسایه طبقه بالا هم اسمش امیرمحمد ) داره با دوستش بازی میکنه . گفتم بیا پایین یه وقت میفتی گفت کاری نمیکنم میخوام نگاهشون کنم . بعد چند دقیقه با صدای بلند گفت  مادرجون  مادرجون .....  مادرجون و از پشت دیوار دید . مادرجون هم جوابشو داد گفت بیا بیرون پیش من بازی کن . یه نگاهی به من کرد و  گفت مامانی مادرجون میگه بیا بیرون بازی کن...
6 تير 1391

کودکانه های امیرمحمد

  این استخرو وقتی امیرمحمد یک ساله و نیمه بود ، دایی جون مهندس براش خرید . اون موقع تازه دندونهاش دراومده بودند و به همه چی گاز میزد و خیلی زود همه جای استخرو با دندونهای تیزش، سوراخ سوراخ کرد در حدی که حتی با چسب پنچر گیری هم درست نشد .                       این استخرو چند وقت پیش براش خریدیم که باهاش بازی کنه .  شب اولی که خریدیم بابایی برد توی  حموم ، توشو پر از آب کرد. امیرمحمد هم حسابی آب بازی کرد. روز بعد بابایی توشو پر از توپ کرد که وقتی امیرمحمد ازمهد اومد ذوق زده بشه و بازی کنه ولی آقای امیرمحمد خان به محض دی...
29 خرداد 1391

جشن مهد کودک ( جهان کودک )

  وقتی رامسر بودیم ، مهسا جون مدیر داخلی مهدکودک امیرمحمد بهمون تلفن زد و برای جشن فارغ التحصیلی بچه های مهد که در روز چهارشنبه برگزار میشد دعوتمون کرد . سه شنبه هم که امیرمحمد از مهد کودک اومد خونه ، کارت دعوت برامون آورده بود . اولین باری بود که در جشن مهد کودک شرکت میکردیم . چهارشنبه ساعت ۴ با بابایی و امیرمحمد به سمت سالن برگزاری جشن حرکت کردیم . تو راه امیرمحمد گفت : مامانی ، فاطمه جون گفت عزیزانتونو با خودتون بیارید جشن . گفتم عزیزانتون .. گفت آره . گفتم یعنی کی ؟ گفت نمیدونم من به فاطمه جون گفتم آخه عزیز من که خونه ما نیست  خونه خودشون . گفتم آها ...  گفت مادر بزرگهاتونو بیارید ؟ گفت آره اگه مادربزرگهاتون هستند ا...
28 خرداد 1391

منطقه ییلاقی 3000 تنکابن

 صبح دوشنبه ۲۲ خرداد از رامسر به مقصد قائمشهر حرکت کردیم . ولی در بین راه به تنکابن رفتیم تا از جاده های ۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ که خیلی تعریفشان را شنیده بودیم دیدن کنیم .                  جاده های ۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ از مهم ترین جاذبه های دیدنی شهر تنکابن که واقعا بی نظیر و زیباست . البته چون زمان زیادی برای گشتن نداشتیم ، به توصیه یکی از اهالی به سمت جاده ۳۰۰۰ رفتیم .                 جاده بسیار بسیار سرسبز و زیباست . درختهای سر به فلک کشیده در دو طرف جاده که به سمت  یکدیگر آمده و تونلی از شاخ و...
25 خرداد 1391

باز هم بازی و شهر بازی ...

باز هم پسر کوچولوی ما با وسایل شن بازی حاضر شد که به دریا بریم  غافل از اینکه باز هم هوای ساحل سرد و دریا طوفانی و شنا و آب بازی برای بچه ها خطرناک ....                         امیرمحمد جان حالا که نمیتونی شنا کنی پس کجا بریم ؟   چرا هوا سرد ؟ چرا دریا طوفانیه ؟ من میخواستم با پنگوئنم شنا کنم ....پس بریم شهر بازی ..     اینجا یک فروشگاه فروش حیوانات تاکسیدرمی شده در پلاژ توسکا رامسر . حیوانات تاکسیدرمی شده جالبی داره .              &nbs...
24 خرداد 1391